در این رویکرد، راهبری یک قلمرو عملی است که با زبان، هویت، بافتمان، مسئولیت، هماهنگی، عملکرد و تغییر پایدار گره میخورد.
دانستن، انجام دادن و بودن
بخش مهمی از سنت هستیشناختی/پدیدارشناختی راهبری میان دانستن دربارهی راهبری و راهبر بودن در عمل تمایز میگذارد. دورههای ما از این زبان مفهومی استفاده میکنند، اما منبع، تفسیر، مشاهدهی حرفهای و شواهد پژوهشی باید از هم جدا بمانند.
بافتمان چه چیزی را ممکن میکند؟
یک فرد یا تیم فقط با اطلاعات جدید تغییر نمیکند. شیوهای که مسئله را میبیند، آنچه ممکن یا ناممکن میپندارد، و زمینهای که رفتار در آن معنا پیدا میکند، بر کیفیت عمل اثر میگذارد.
یکپارچگی، اصالت و مسئولیت
این مفاهیم در دورهها بهعنوان تمایزهایی برای دیدن و عمل کردن بررسی میشوند؛ نه بهعنوان برچسبهای اخلاقی برای قضاوت افراد.
تجربه به جای انتقال صرف اطلاعات
یادگیری گروهی، تجربهگری و پروژههای واقعی به شرکتکننده اجازه میدهد ببیند یک مفهوم در میدان واقعی چه چیزی را آشکار میکند. در عین حال، تجربهی قوی داخل یک فضای یادگیری لزوماً به معنای تغییر پایدار بیرون از آن فضا نیست؛ همین فاصله یکی از پرسشهای اصلی پژوهشی فعلی است.